مقالات علمی، پژوهشی، درسی

داستان هایی کوتاه درباره ی نماز
درج شده در تاریخ 1393/03/20 توسط متين.

گروه بندی

لیست مقالات
داستان هایی کوتاه درباره ی نماز
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
تفریحی به نام درس خواندن...
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
آدم هاي تنبل
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
حضرت عیسی (ع) و حواریون
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
حکایت حاکم و قصاب
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
سیب زمینی موکت شده...!
تاریخ درج مقاله: 1393/03/20
روز معلم مباااااااارك
تاریخ درج مقاله: 1393/02/10
دریاچه ای صورتی رنگ
تاریخ درج مقاله: 1393/02/10
خدای مهربان من
تاریخ درج مقاله: 1393/02/10
بعد از شنا بدنتان می‌خارد؟
تاریخ درج مقاله: 1393/02/10
گل های بهاری
تاریخ درج مقاله: 1393/02/10
سرزنش کردن،خوب یا بد؟
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
چگونه روز خوب و شادی داشته باشیم؟
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
صدقه دادن را فراموش نكنيم
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
ورزش کردن را فراموش نکنیم
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
بانوی بهشتی
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
دوست داشتنی ترین هدیه خداوند
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
لبخندك
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
دنیای قورباغه ها
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
من میگو هستم
تاریخ درج مقاله: 1393/01/30
چگونه روز خوب و شادی داشته باشیم؟
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
اخلاق خوب داشته باشیم
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
ارزش فکر کردن
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
عجایب اقیانوس
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
دانستنی‌های پسته‌ای
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
5خوراکی سرشار از کلسیم
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
ماه اسفند در یزد
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
عید نوروز در کرمان
تاریخ درج مقاله: 1392/12/19
علم امام حسن عسگری (ع)
تاریخ درج مقاله: 1392/11/20
آواکادو را می شناسی؟
تاریخ درج مقاله: 1392/11/20
معاینات چشم در کودکی مهم است
تاریخ درج مقاله: 1392/11/20
آفرینش جهان
تاریخ درج مقاله: 1392/11/09
حشرات مفيد
تاریخ درج مقاله: 1392/11/09
آپانديس به چه دردي ميخورد؟
تاریخ درج مقاله: 1392/11/09
مشق شب دانش آموزان
تاریخ درج مقاله: 1392/11/09
حیوان شگفت انگیز شبیه گیاهان
تاریخ درج مقاله: 1392/10/22
از گرد باد چه می‌دانید؟
تاریخ درج مقاله: 1392/10/22
ايا مي دانسيد؟؟؟
تاریخ درج مقاله: 1392/09/13
ايـــــــــــــــران
تاریخ درج مقاله: 1392/09/13
براي تو كه ميخواهي بهترين باشي
تاریخ درج مقاله: 1392/09/12
تفاوت IQ و EQ افراد در چيست؟
تاریخ درج مقاله: 1392/09/12
چرا بايد قبل از ساعت 9 شام خورد؟
تاریخ درج مقاله: 1392/08/25
مخرب ترين مولكول روي كره زمين
تاریخ درج مقاله: 1392/08/25
چرا ستارگان چشمك ميزنند؟
تاریخ درج مقاله: 1392/08/25
سياه چاله چيست؟
تاریخ درج مقاله: 1392/08/25
سه چيز...
تاریخ درج مقاله: 1392/07/09
چرا مدرسه ها شادي افرين نيستند؟
تاریخ درج مقاله: 1392/07/08
غلبه بر اضطراب امتحانات
تاریخ درج مقاله: 1392/06/16
خدا را شکر .....
تاریخ درج مقاله: 1392/06/16
تقويت اعتماد به نفس
تاریخ درج مقاله: 1392/06/12

داستان هایی کوتاه درباره ی نماز

نماز

 جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

- قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

- قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

- قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود:

برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود : نماز اول وقت شاه کلید است .

*******

ابوعثمان مى گوید: من با سلمان فارسى زیر درختى نشسته بودم ، او شاخه خشكى را گرفت و تكان داد همه برگهایش فرو ریخت . آنگاه به من گفت : نمى پرسى چرا چنین كردم ؟

گفتم : چرا این كار را كردى ؟

در پاسخ گفت :یك وقت زیر درختى در محضر پیامبر (ص) نشسته بودم ، حضرت شاخه خشك درخت را گرفت و تكان داد تمام برگهایش فرو ریخت . سپس فرمود:سلمان ! سۆ ال نكردى چرا این كار را انجام دادم ؟

گفتم : منظورتان از این كار چه بود؟

فرمود: وقتى كه مسلمان وضویش را به خوبى گرفت ، سپس نمازهاى پنچگانه را بجا آورد، گناهان او فرو مى ریزد، همچنان كه برگهاى این درخت فرو ریخت.

بحار ج 82، ص 319

*******

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: 'من شیطان هستم'. مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانوانده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من از سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن شدم.



آخرین اخبار:
پیوند های مفید:
تماس با ما:

پسرانه غیر دولتی متین دانش
خیابان سالاريه، فرعی ميثم-ميثم پايين، پلاک 4
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه فرهیختگان جوان می باشد.
برای استفاده بهینه از این وب سایت از مرورگرهای مدرن مانند IE 9+ ، FireFox یا Google Chrome استفاده نمایید.